شمارهٔ ۴۰۴

غزلیات

بی خود شدم از زلف دو تا کام گرفتم
در دام تو افتادم و آرام گرفتم

مرغان چمن را به دهم مهر نهادم
رفتم به گلستان و تو را نام گرفتم

تا چشم تو را سوی چراغم نظر افتد
روغن ز گل نرگس و بادام گرفتم

بر کعبه رخساره تو روی نهادم
با قافله زلف ره شام گرفتم

در کوی تو رفتم به قد خم شده امشب
خود را چو مه نو به لب بام گرفتم

سرگشته مرا ساخته چون سنگ فلاخن
جامی که من از گردش ایام گرفتم

بر تنگ شکر چشم چو سید نگشایم
تا از لب او لذت دشنام گرفتم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}