شمارهٔ ۴۱۸

غزلیات

نسیم صبح پیامی رساند در گوشم
که شد گل چمن انتظار آغوشم

کدام سرو مرا در کنار می آید
چو بال فاخته پرواز دارد آغوشم

بود ز بوی گلم کوچه باغها لبریز
از این چه سود که گلچین کند فراموشم

به کوی عشق سبکروترم ز سایه خویش
به دامنی نرسیدست گرد پاپوشم

به دام بی پر و بالی کشیده اند مرا
نمی کنند رها آنقدر که می کوشم

حذر ز تیر ملامت نمی کنم هرگز
لباس پاره به بر دارم و زره پوشم

برون ز هستی خود سیدا نمی آریم
که داده است مرا دارویی که بیهوشم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}