شمارهٔ ۴۹۳

غزلیات

افتاد بر سر من سودای کاکل تو
چون بوی سنبل افتم در پای کاکل تو

گرد سر تو گردم بهر امیدواری
شد مدتی که هستم جویای کاکل تو

چون بوی نافه نبود آرام در دماغم
دارد مرا پریشان غمهای کاکل تو

دل را که کوه قاف است در پیش او پر کاه
آویخته به یک مو ایمای کاکل تو

شبها به یاد زلفت پیچد به خود چو زنجیر
چون سیدا کسی نیست شیدای کاکل تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}