سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۴ - بافنده
شهر آشوب
با مه بافنده هرکس حالش آگه میکند
عاقبت خود را به پای خویش در چه میکند
ماندهام در کوی او کرباس و هردم میروم
من ز یک سو میدهم آهار و او ته میکند
سیدای نسفی
شهر آشوب
با مه بافنده هرکس حالش آگه میکند
عاقبت خود را به پای خویش در چه میکند
ماندهام در کوی او کرباس و هردم میروم
من ز یک سو میدهم آهار و او ته میکند
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}