سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۵۹ - کشتی بان
شهر آشوب
گفتمش با شوخ کشتی بان مراد من برآر
گفت در گرداب افتادی به امید کنار
سیدای نسفی
شهر آشوب
گفتمش با شوخ کشتی بان مراد من برآر
گفت در گرداب افتادی به امید کنار
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}