شمارهٔ ۷۹

غزلیات

دل تنگم و ز عشق توام بار بر دلست
وز دست تو بسی چو مرا پای در گلست

شیرین تری ز لیلی و در کوی تو بسی
فرهاد جان سپرده و مجنون بی دلست

گر چه ز دوستی تو دیوانه گشته ام
جز با تو دوستی نکند هرکه عاقلست

گر من ببوسه مهر نهم بر لبت رواست
شهد عقیق رنگ تو چون موم قابلست

در روز وصلت از شب هجرم غمست و من
روزی نمی خوهم که شبش در مقابلست

دلرا مدام زاری از اندوه عشق تست
اشتر بناله چون جرس از بار محملست

روز وصال یار اجل عمر باقی است
وقت وداع دوست شکر زهر قاتلست

بیند ترا در آینه جان خویشتن
دلرا چو با خیال تو پیوند حاصلست

هرجا حدیث تست ز ما هم حکایتیست
این شاهباز را سخنش با جلاجلست

من چون درای ناله کنانم ولی چه سود
محمول این شتر چو جرس آهنین دلست

اشعار سیف گوهر در پای عشق تست
این نظم در سراسر این بحر کاملست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}