شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

ای نور دیده دیده ز (روی) تو نور یافت
جان حزینم از غم عشقت سرور یافت

خورشید سوی مشرق از آن راه گم نکرد
کز روی همچو ماه تو هر روز نور یافت

از نفحه هوای تو جان را میسر است
آن زندگی که قالبش از نفخ صور یافت

بی رهبر عنایت تو بنده جای خود،
گرچه بسی دوید، ز کوی تو دور یافت

ایوب وار دل ز پی نعمت وصال
بر محنت فراق تو خود را صبور یافت

جز وصف حسن صورت زیبای تو نکرد
معنی چو بر مظنه خاطر ظهور یافت

رویت بسوی کعبه وصلت دلیل شد
آنرا که از شعایر عشقت شعور یافت

موسی مناقب تو در الواح خویش خواند
داود وصف حسن تو اندر زبور یافت

گرچه بسیف میل نکردی ولی ورا
نی میل کم شد و نه ارادت فتور یافت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}