شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

عاشقانی که مبتلای تواند
پادشاهند چون گدای تواند

حزن یعقوبشان بود زیرا
هر یک ایوب صد بلای تواند

گرچه دارند در درون صد درد
همه موقوف یک دوای تواند

دل قومی بوصل راضی کن
که بجان طالب رضای تواند

مرده عشق و زنده امید
زنده ومرده از برای تواند

آفت عقل و هوش اهل نظر
چشم و ابروی دلربای تواند

ای سلیمان بدستگاه مکوب
سر موران که زیر پای تواند

یک زبانند در ملامت ما
این دو رویان که در قفای تواند

عالمی همچو سیف فرغانی
با چنین حسن مبتلای تواند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}