شمارهٔ ۲۷۶

غزلیات

ای نامه نو رسیده از یار
بی گوش سخن شنیده از یار

در طی تو گر هزار قهرست
لطفیست بمن رسیده از یار

این جان جفا کشیده از تو
ای بوی وفا شنیده از یار

وی دیده هر آنچه گفته از دوست
وی گفته هر آنچه دیده از یار

هرگز باشد که چون سوادت
پر نور کنیم دیده از یار

اندر شب هجر مطلع تو
صبحیست ولی دمیده از یار

ای حظ نظر گرفته از دوست
وی ذوق سخن چشیده از یار

گر باز روی ز من بگویش
کای بی سببی رمیده از یار

انصاف بده که چون بود سیف
پیوسته چنین بریده از یار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}