شمارهٔ ۴۹۳

غزلیات

تویی از اهل معنی بازمانده
چنین از دین به دنیی بازمانده

بدین صورت که جانی نیست دروی
مدام از راه معنی بازمانده

زمعنی بی خبر چون اهل صورت
چرایی ای بدعوی بازمانده

ازآن دلبر که شیرین تر زجانست
چو مجنونی ز لیلی بازمانده

زیارانی که ازتو پیش رفتند
بران تا بگذری ای بازمانده

چو طور ازنور رویش بهره دارد
چرایی از تجلی بازمانده

چو پر همتت کنده است ازآنی
از آن درگاه اعلی بازمانده

میان اینچنین دجال فعلان
تو چون مریم زعیسی بازمانده

زیاران سیف فرغانی درین ره
چو هارونی زموسی بازمانده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}