شمارهٔ ۴۸ - شیفتۀ شیدایی

غزلیات

ز عشق روی تو، چون بلبل از گل
شکفته گرددم، هر دم گل از گُل

ز روی و موت دانستم، ندارد
گل از سنبل جدائی، سنبل از گُل

دهانست و لب این، یا خضر بسته
به روی چشمهٔ حیوان، پل از گُل

گلی بر سر زده آن سرو قامت
و یا ماهیست دارد کاکل از گُل

ز بلبل نیست این غلغل به گلشن
بود این شورش و این غلغل از گُل

مرا گوئی که چشم از او بپوشان
چگونه چشم پوشد بلبل از گُل

صبوحی تا گل‌اندامت به پهلوست
بده دل بر گل و، بستان مل از گُل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}