شمارهٔ ۵۴ - سرخوشم

غزلیات

خوش می‌کشد به سوی تو این عشق سرکشم
گر از جفا رقیب نسازد مشوّشم

گه خال دانه می‌کشدم گه کمند زلف
چون صید ناتوان ز جفا در کشاکشم

از آب چشم و آتش دل بی تو هر زمان
گاهی در آب غوطه ور و گه در آتشم

گر صد رهم رقیب کشد از جفا هنوز
من با امید وصل تو با باده سرخوشم

از سیل اشک و نالهٔ غم آه دردناک
سوزد درون و چهرهٔ از خون منقّشم

نبود متاع دیگرم اندر دیار عشق
ای وای اگر مدد نکند بخت سرکشم

جانا به وری و موی عزیزت که در جهان
یکدم خیال روی تو نبود فرامشم

گفتم که ناخوشم ز غم هجر و انتظار
گفتا خموش باش صبوحی که من خوشم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}