غزل شمارهٔ ۹

غزلیات

از ازل تا ابد خواند مرا
یار من محروم کی ماند مرا

من به غیر او نکردم التفات
حضرت او نیک می داند مرا

عاقبت تاج سر شاهان شوم
گر به خاک راه بنشاند مرا

یک مس بی او نخواهم زد دگر
تا دمی از خویش بستاند مرا

رو بدان درگاه دارم روز و شب
از در خود یار کی راند مرا

تا ز من یابند مردم بهره ها
چون درخت میوه افشاند مرا

نعمت الله را نداند هیچ کس
در همه عالم خدا داند مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}