غزل شمارهٔ ۲۳

غزلیات

به هویت چو اوست با اسما
آن هویت طلب کن از اشیا

از هویت خبر اگر داری
به هویت خدا بُود با ما

گرچه آب روان بود در جو
بخور آبی ولیکن از دریا

دامن خود بگیر و خوش بنشین
تا به کی می‌ روی تو جا ز جا

با تو مقصود تو است هم خانه
در به در می روی کجا و چرا

از خودی بگذر و خدا را جو
چند باشی مقید من و ما

همچو سید از این و آن بگذر
تا بیابی مراد هر دو سرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}