غزل شمارهٔ ۸۸

غزلیات

همت از درویش صاحب دل طلب
خدمت درویش کن حاصل طلب

درد هجران از دل درویش جو
راحت ار می جویی از واصل طلب

گوهر ار خواهی درآ در بحر ما
ور نمی خواهی برو ساحل طلب

حضرت جانانه را از جان بجو
خدمت دلدار خود در دل طلب

مشکلت حل وا شود گر طالبی
هم ز طالب حل این مشکل طلب

در ره عشقش قدم مردانه نه
رهبری صاحبدلی کامل طلب

قابل کامل اگر آری به دست
نعمت الله را از آن قابل طلب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}