غزل شمارهٔ ۱۰۸

غزلیات

با تو گویم که چیست جام و شراب
به مَثل نزد ما چو آب و حباب

خوش بیا سوی ما در این دریا
عین ما را به عین ما دریاب

موج و دریا یکیست تا دانی
نظری کن به چشم ما در آب

صورت و معنئی که می نگرم
سبب است و مُسببُ الاسباب

هر که گوید که غیر او دیدم
دیده نقش خیال او در خواب

آفتاب است و ماه گویندش
نور مهر است و نام او مهتاب

نعمت الله خدا به من بخشید
یافتم خوش عطائی از وهّاب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}