غزل شمارهٔ ۱۱۱

غزلیات

این طرفه بین که حضرت او با همه حجاب
روشن تر است نور وی از نور آفتاب

موج و حباب و قطره و دریا به چشم ما
عارف چو بنگرد بنماید به عین آب

بیدار شو ز خواب به بیداریش ببین
نقش خیال او نتوان دیدنش به خواب

دستش به دست آور و دامان او بگیر
جامی از او طلب کن و بستان ازو شراب

شادی روی ساقی ما جام می بنوش
تا همچو ما شوی ابدالمست و هم خراب

بگذار نور و ظلمت و بگذر ز روز و شب
جانان ما طلب که بُود جان و تن حجاب

الهام سید است که گوید به بندگان
ورنه چنین سخن نتوان گفت در کتاب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}