غزل شمارهٔ ۱۱۶

غزلیات

آفتابی رو نموده مه نقاب
ماه تابان می نماید آفتاب

خوش حبابی پر کن از آب حیات
تا بیابی جام پر آبی ز آب

موج دریائیم و دریا عین ما
عین ما بر عین ما باشد حجاب

ساقی سرمست ما باشد کریم
جام می بخشد به رندان بی حساب

خوش سر آبیم و سیرابیم ما
زاهد بیچاره مانده در سراب

عشق می بیند جمال او به او
عقل می بندد خیال او به خواب

نعمت الله سر به پای خم نهاد
در خرابات مغان مست و خراب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}