غزل شمارهٔ ۱۱۹

غزلیات

دردمند و دردنوشم روز و شب
عاشقانه در خروشم روز و شب

گر زنندم همچو نی نالم به روز
ور گذارندم خموشم روز و شب

در خرابات مغان مست و خراب
همنشین می فروشم روز و شب

با حضورش هر شبی آرم به روز
در هوایش باده نوشم روز و شب

ز آتش عشقش چو خم می فروش
در درون خود بجوشم روز و شب

هرچه بنماید نمایم در زمان
هرچه پوشاند بپوشم روز و شب

سیدم عشق است و من در حضرتش
بندهٔ حلقه به گوشم روز و شب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}