غزل شمارهٔ ۱۲۴

غزلیات

این شیشهٔ ما پر از گلاب است
گفتیم گلاب و در کل آب است

آب است و حباب این می و جام
آبش می و جام ما حباب است

نقشی که خیال غیر بندد
آن نقش خیال عین خواب است

چشمی که ندید نور رویش
بینا نبُود که در حجاب است

هر ماه که رو به تو نماید
نیکو بنگر که آفتاب است

ساقی قدحی به عاشقان ده
این خیر که می ‌کنی ثواب است

سید مست است در خرابات
او از چه غم ار جهان خراب است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}