غزل شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

مقام عاشقان در ملک جان است
مکان عارفان در لامکان است

سرای می‌ فروشان حقیقی
به خلوت خانهٔ اقلیم جان است

تو درد دل نمی دانی دوایش
دوای درد دل سوز روان است

نشان و نام را بگذار و می ‌رو
که راه کوی عشقش بی‌ نشان است

نهان است از همه عالم ولیکن
ز پیدائی عیان اندر عیان است

بیانی می‌کنم از صورت دوست
در این معنی معانی را بیان است

به دین سیدم چون نعمت‌الله
برآنم من که دلدارم بر آن است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}