غزل شمارهٔ ۱۵۷

غزلیات

عشق جانان در میان جان ماست
گنج معنی در دل ویران ماست

ما به درد دل گرفتار آمدیم
وین عجب کاین درد دل درمان ماست

هر کسی را کفر و ایمانی بود
زلف رویش کفر و هم ایمان ماست

زاهدی باری به شأن عقل تو است
عشق بازی آیتی در شأن ماست

ما به عشق او به میدان آمدیم
گوی عالم در خم چوگان ماست

از شراب ناب بی غش سرخوشیم
مستی ما از می جانان ماست

در سماع عارفان در کنج دل
زهره قوال و قمر رقصان ماست

سید خلوت سرای وحدتیم
نعمت الله از دل و جان آن ماست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}