غزل شمارهٔ ۱۷۱

غزلیات

چشم ما نور خدا بنمایدت
دیدهٔ ما بین که تا بنمایدت

در صفات جام می ما را نگر
تا به تو مستی ما بنمایدت

گر در این دریا درآئی همچو ما
عین ما روشن تو را بنمایدت

وا مکن از نور رویش دیده‌ام
تا جمال کبریا بنمایدت

گر تو در کنج فنا ساکن شوی
عاقبت گنج بقا بنمایدت

خودنمائی می کنی با عاشقان
در دوئی آن یک کجا بنمایدت

نعمت الله جو که نور روی او
آنچه خواهی حالیا بنمایدت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}