غزل شمارهٔ ۱۷۴

غزلیات

درد دل ما دوای درد دل ماست
خوش درد و دوائیست که آن حاصل ماست

ما بندهٔ او و سید رندانیم
ما سائل او و عالمی سائل ماست

آن گنج که اسمای الهی خوانند
در کنج خرابه جو که آن در دل ماست

چه جای نهایت است ره رو ابدا
گر راه رود در اول منزل ماست

نور است حجاب ظلمتش را چه محل
مه حایل آفتاب و او حایل ماست

رندی که محیط را به یک جرعه خورد
نوشش بادا که همدم کامل ماست

مفعول ویند جمله اشیا به تمام
یک فعل ظهور قدرت فاعل ماست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}