غزل شمارهٔ ۲۰۰

غزلیات

نعمة الله در شراب افتاده است
سر به پای خم می بنهاده است

در خرابات مغان بزمی نهاد
خوش در میخانه را بگشاده است

در صدف دُر یتیمی یافتم
گوهر اصلی است نه بیجاده است

ما خراباتی و رند و عاشقیم
چون توان کردن چنین افتاده است

آب چشم ما به هر سو رو نهاد
عزتش دارید مردم زاده است

بندهٔ جانی و جانانیم ما
جان ما از بندگی آزاده است

سید ما رهنمای عارفیست
در طریق عاشقی بر جاده است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}