غزل شمارهٔ ۲۰۶

غزلیات

آئینهٔ ذات عین ذاتست
دانست که مجمع صفاتست

بی جود وجود حضرت او
عالم به تمام فانیاتست

می نوش مدام دُردی درد
کین دُردی درد دل دواتست

میخانهٔ ماست در خرابات
وین خانه ورای شش جهاتست

سیراب شدند اهل عالم
آری همه چیز ذوحیاتست

گر کشته شوی به تیغ عشقش
آن حی قدیم خونبهاتست

سید به حضور نعمة الله
دایم به طهارت و صلاتست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}