غزل شمارهٔ ۲۲۷

غزلیات

چه غم دارم چو یارم غمگسار است
حریف جام و ساقی یار غار است

بتی دارم که با من در میان است
دلارامی که دایم در کنار است

به دور چشم مست می فروشش
مرا با غیر می خوردن چه کار است

دل من بارگاه پادشاه است
تن من پرده ، جانم پرده دار است

دو لحظه در یکی صورت نباشم
ولی معنی همیشه برقرار است

یکی رو دارم و آئینه بسیار
یکی ذات و صفاتم صدهزار است

غنیمت دان حضور نعمت الله
که چون عمر عزیزت بر گذار است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}