غزل شمارهٔ ۲۶۰

غزلیات

بی نوائی نوای درویش است
دُرد دردش دوای درویش است

چشم درویش هر چه می نگرد
جام گیتی نمای درویش است

نیست بیگانه از خدا به خدا
هرکه او آشنای درویش است

هرکه داند دوای درویشان
سر او خاک پای درویش است

گرچه درویش را گدا گویند
خدمت شه گدای درویش است

آن طریقی که نیست پایانش
راه بی منتهای درویش است

نعمت الله با چنین همت
روز و شب در هوای درویش است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}