غزل شمارهٔ ۲۶۴

غزلیات

رمضان آمد و روان بگذشت
بود ماهی به یک زمان بگذشت

گوئیا عمر بود زود برفت
تا که گفتم چنین چنان بگذشت

شب قدری به عارفان بنمود
این معانی از آن بیان بگذشت

هر که با ما نشست در دریا
نام را ماند و از نشان بگذشت

میل دنیا و آخرت نکند
هر که بر کوی عاشقان بگذشت

زود بیدار شو در آ در راه
تو بخوابی و کاروان بگذشت

در طریقی که نیست پایانش
نعمت الله از این و آن بگذشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}