غزل شمارهٔ ۲۷۷

غزلیات

شهر دل در ولایت عشق است
ملک و جان در حمایت عشق است

دیده بینا به نور معرفت است
این عیان از عنایت عشق است

آنچه عقلم نهایتش می گفت
دیده ام آن بدایت عشق است

لیس فی الدار غیره دیار
این حدیث از روایت عشق است

هرچه گوئی ز عشق گو که مرا
سخن خوش حکایت عشق است

نالهٔ زار بلبلان شب و روز
در گلستان سرایت عشق است

نعمت الله را چنین حیران
گرد حسن کفایت عشق است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}