غزل شمارهٔ ۲۹۲

غزلیات

دل به دست آر که آئینهٔ حضرت آنست
مظهر بندگی حضرت عزت آنست

عاشقی سوختهٔ بی سر و پا را مطلب
دست او گیر کلید در جنت آنست

خوشتر از گوشهٔ میخانه دگر خلوت نیست
خلوتی گر طلبی گوشهٔ خلوت آنست

مبتلا از در او باز نگردد به بلا
دوری از درگه او غایت رحمت آنست

خوش بود همت عالی که خدا می جوید
همت از اهل دلان جوی که همت آنست

چه کنی خانقه کون رها کن شیخی
بندهٔ خدمت او باش که خدمت آنست

نعمت دنیی و عقبی به عزیزان بگذار
نعمت الله طلب ای دوست که نعمت آنست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}