غزل شمارهٔ ۲۹۶

غزلیات

هر چه پیدا و هر چه پنهان است
جمله در یک وجود انسان است

طلب آن اگر کنی ای دوست
از خودش می طلب که این آن است

کنج دل گنج خانه عشق است
خانه بی گنج کنج ویران است

عاشقانه به ذوق می نالم
در دلم درد و عشق در جان است

کفر زلفش به جان خریدار است
هر که او بنده ی مسلمان است

عاشق ار جان فدای جانان کرد
جان فدایش کنم که جانان است

در خرابات سید سرمست
ساقی بزم می پرستان است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}