غزل شمارهٔ ۲۹۹

غزلیات

هرکه چون ما حریف مستان است
در خرابات رند مستان است

نور چشمست هرچه می بینم
دل و دلدار و جان و جانان است

آفتابی است برقعی بسته
روشنش بین که ماه تابان است

همه آئینهٔ جمال ویند
نظری کن که عین اعیان است

گنج اسماست در همه عالم
گنج و گنجینهٔ فراوان است

موج و دریا دو رسم و دو اسمند
نزد ما هر دو آب یکسان است

قطره ای از محیط سید ماست
به مثل گرچه بحر عمان است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}