غزل شمارهٔ ۳۰۶

غزلیات

میخانه سرای عاشقان است
خود خلوت خاص عاشقانست

عالم بدن است و عشق جانان
جان است که در بدن روانست

عشقست که عاشق است و معشوق
در مذهب عاشقان چنان است

با صورت و معنئی که او راست
چه جای معانی و بیان است

جام است و شراب و رند و ساقی
در مجلس ما همین همان است

در دیدهٔ مست ما نظر کن
نوری که به چشم ما عیان است

این گوهر نظم نعمت الله
از بحر محیط بیکران است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}