غزل شمارهٔ ۳۱۳

غزلیات

یاری که ز ملک آشنائی است
داند که قماش ما کجائی است

زاهد بر مست اگر کند میل
آن میل به نزد ما هوائی است

سلطانی این جهان فانی
با همت عارفان گدائی است

عاشق ز بلا اگر گریزد
در مذهب عشق بی وفائی است

مائیم و نوای بی نوائی
ما را چو نوا ز بی نوائی است

گفتیم که غرق بحر عشقیم
این مائی ما ز خودنمائی است

مستیم و حریف نعمة الله
این نیز عنایت خدائی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}