غزل شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

درد عشقش دوای جان من است
دُرد دردش شفای جان من است

جان من تا گدای حضرت اوست
شاه شاهان گدای جان من است

جان من در هوای اوست مدام
همه جان در هوای جان من است

حال جان مرا کسی داند
که چو من آشنای جان من است

عشق او را به جان خریدارم
گرچه عشقش بلای جان من است

جان من از برای جانان است
عشق جانان برای جان من است

او مرا کشت و زندهٔ ابدم
سیدم خونبهای جان من است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}