غزل شمارهٔ ۳۲۲

غزلیات

در سراپردهٔ جان خانهٔ دلدار من است
گوشهٔ دیدهٔ من خلوت آن یار من است

تا که از نور جمالش نظرم روشن شد
هر کرا هست نظر عاشق دیدار من است

هر کجا ناله ای از غیب به گوش تو رسد
ذوق آن نالهٔ من جو که ز گفتار من است

ساقی مست خرابات جهان شد جانم
شاهد سرخوش من خدمت خمار من است

برو ای عقل که من مستم و تو مخموری
هر که مخمور بود همچو تو اغیار من است

زاهدی کار من رند نباشد حاشا
عاشقی کسب من و باده خوری کار من است

لوح محفوظم و گنجینه و گنج العرشم
سینهٔ سید من مخزن اسرار من است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}