غزل شمارهٔ ۳۲۷

غزلیات

درد دل دارم و دوا این است
عشق می بازم و هوا این است

در خرابات باده می نوشم
عمل خوب بی ریا این است

خوش بلائیست عشق بالایش
راحت جان مبتلا این است

از غم دی و غصهٔ فردا
بگذر امروز و حالیا این است

جام دردی درد دل می نوش
که تو را بهترین دوا این است

رند مستیم و جام می بر دست
قصهٔ ما و حال ما این است

مجلس ذوق نعمت الله است
جنت ار بایدت بیا این است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}