غزل شمارهٔ ۳۵۲

غزلیات

پادشاه و گدا یکیست یکیست
بینوا و نوا یکیست یکیست

دردمندیم و درد می نوشیم
دُرد و درد و دوا یکیست یکیست

جز یکی نیست در همه عالم
دو مگو چون خدا یکیست یکیست

آینه صد هزار می بینم
روی آن جانفزا یکیست یکیست

مبتلای بلای بالاشیم
مبتلا و بلا یکیست یکیست

قطره و بحر و موج و جوهر چهار
بیشکی نزد ما یکیست یکیست

نعمت الله یکی است در عالم
طلبش کن بیا یکیست یکیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}