غزل شمارهٔ ۳۶۴

غزلیات

دل جام جهان نمای شاهیست
آئینهٔ حضرت الهی است

نقدیست دفینه در دل و دل
گنجینهٔ گنج پادشاهی است

روز و شب ماست زلف و رویش
چه جای سفیدی و سیاهی است

نقشی که خیال غیر بندد
در مذهب ما همه مناهی است

دل بحر و محیط جان عالم
در بحر محیط همچو ماهی است

دل دادن و جان نهاده بر سر
در حضرت عشق عذرخواهیست

ای پایه وجود نعمت الله
پروردهٔ نعمت الهی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}