غزل شمارهٔ ۳۸۷

غزلیات

او با تو ، تو را از او خبر نیست
جز عین یکی ، یکی دگر نیست

نقشی که خیال غیر دارد
صاحبنظرش بر آن نظر نیست

چون صورت دوست معنی ماست
بس معتبر است و مختصر نیست

در بحر گهر بود ولیکن
چون دُر یتیم ما گهر نیست

در کوچهٔ ما بیا و بنشین
زان کوچه مرو که ره به در نیست

ما خرقهٔ خویش پاک شستیم
از هستی ما بر او اثر نیست

خیر البشر است سید ما
گویند بشر ولی بشر نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}