غزل شمارهٔ ۴۵۳

غزلیات

هرگز نبود عاشقی و راه سلامت
رندان نگریزند ز مستان به ملامت

تو میر خراباتی و من مست خرابم
رندانه درین هفته بیابیم به سلامت

سر در قدمت بازم و پای تو ببوسم
دست من و دامان تو تا روز قیامت

در خاک درت هر که نشنید بتوان یافت
در صدر خرابات به صد عجز و کرامت

گر دل نفسی نقش خیال دیگری دید
جان پیشکشت می کنم اینک به غرامت

از خال نهی دانه و از زلف کشی دام
مرغ دل خلقی همه افتاده به دامت

می نوش کن ای سید رندان خرابات
شادی حریفان که جهان باد به کامت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}