غزل شمارهٔ ۴۶۵

غزلیات

آب چشم ما به روی ما فتاد
سو به سو گشت او ولی دریا فتاد

روی ما خوش بود خوشتر شد از آن
آبرو داریم بروتا فتاد

آب دیده اشک مردم ‌زاده بود
خورش روان گردید در دریا فتاد

چیست عالم شبنمی از بحر ما
میل مأوا کرد با مأوا فتاد

عاقلی نقش خیالی بسته بود
عشق آمد کار او در پا فتاد

هر که افتاد او ز چشم عارفی
دل به او کم ده که از دلها فتاد

نعمت‌الله در خرابات مغان
مجلسی رندانه دید آنجا فتاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}