غزل شمارهٔ ۴۷۰

غزلیات

بیا ای یار و بر اغیار می‌خند
بنوش این جام و با خمار می‌خند

یکی ایمان گزید و دیگری کفر
تو مؤمن باش و با کفار می‌خند

یکی با تو نعم گوید یکی لا
تو با اقرار و با انکار می‌خند

چو دنیا نیست مأوای حکومت
دلا بر ریش دنیادار می‌خند

زبان بربند و خامش باش در عشق
مشو بی ‌زار و بر آزاد می‌خند

بیا چون نعمت‌الله ناظر حق
ببین دیدار و بر دیدار می‌خند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}