غزل شمارهٔ ۵۰۰

غزلیات

عاشقی از عاقلی خوشتر بود
غرقهٔ دریای ما خوشتر بود

یک سر مو میل غیری کی کند
هر که را سودای او بر سر بود

عقل را نقش و خیالی دیگر است
ذوق عشق و حال او دیگر بود

ای که گوئی ترک غیر او بگو
هرچه فرمائی بگویم گر بود

عشق سرمست است و جام می به دست
لاجرم سلطان بحر و بر بود

بازیابی لذت رندان ما
گر حریفت ساقی کوثر بود

نعمت الله از خدا جوید مدام
هر که یار آل پیغمبر بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}