غزل شمارهٔ ۵۲۱

غزلیات

رند مستی کو حریف ما شود
مشکلات او همه حل وا شود

گر به سوی ما بیاید عارفی
گرچه باشد قطره ای دریا شود

چشم ما روشن شده از نور او
هر که بیند نور او بینا شود

آنکه بگذشت از سر هر دو جهان
بندهٔ یکتای بی همتا شود

گر بلائی رو نماید رو متاب
کز بلائی کار ما بالا شود

نعمت الله شد نهان از چشم ما
سالها یاری چنین پیدا شود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}