غزل شمارهٔ ۵۴۴

غزلیات

آفتابی به ماه پیدا شد
صورت و معنئی هویدا شد

ظاهر و باطنی به هم بنمود
اول و آخری مهیا شد

در همه آینه یکی بیند
دیدهٔ روشنی که بینا شد

آمد و شد حقیقتا خود نیست
به مجاز است کآمد و یا شد

به خرابات رفت خاطر ما
چون از آنجاست باز آنجا شد

جان دریا دلم قفس بشکست
مرغ آبی به سوی مأوا شد

نعمت الله خدا به ما بخشید
نقد سید به بنده پیدا شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}