غزل شمارهٔ ۵۹۶

غزلیات

مرغ زیرک بین که یاهو می زند
روز و شب با اوست کو کو می زند

ذهن تیرانداز ما بر هر نشان
می شکافد مو و بر مو می زند

در خرابات مغان سلطان عشق
خیمهٔ دولت به هر سو می زند

باش یک رو در طریق او که او
بوسه ها بر روی یک رو می زند

شهر دل را شه عمارت می کند
سنجقش بر برج و بارو می زند

می نوازد مطرب عشاق ساز
ساز چون نیکوست نیکو م یزند

نعمت الله رند سرمستی بود
ساغر می شادی او می زند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}