غزل شمارهٔ ۶۱۴

غزلیات

چشم مست تو گر از خواب گران برخیزد
سبک از هر طرفی فتنه دوان برخیزد

کر کلاله ز گل چهره براندازی باز
ناله از جان و دل پیر و جوان برخیزد

سر و بالای تو گر سوی چمن میل کند
ناودان از سر پا رقص کنان برخیزد

اثر شمع تجلیست ولی دریابد
که چو پروانه روان از سر و جان برخیزد

عاشقی بر سر کوی تو نشیند که به عشق
عاشقانه ز سر هر دو جهان برخیزد

کشتهٔ عشق تو گر بوی تو یابد در خاک
به هوای تو چو گل جامه دران برخیزد

چشم سید که حجابیست میان من و تو
خوش بود گرچو حجابی ز میان برخیزد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}