غزل شمارهٔ ۶۳۹

غزلیات

چشم ما چون به روی او نگرد
در نظر غیر او کجا گذرد

نزد ما زنده دل کسی باشد
که به جانان خویش جان سپرد

گل کجا جامه را قبا سازد
غنچه گر پیرهن به خود ندرد

مرد عاشق همه یکی بیند
آن یکی در هزار می شمرد

جان من روی دل نخواهد دید
گر دمی روی دیگری نگرد

رند مستی که باده می نوشد
هر دو عالم به نیم جو نخرد

هر که را ذوق نعمت الله است
شاد باشد مدام و غم نخورد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}